خرید بک لینک
(چند روایت سیاسی) از دموکراتی پرسیدم: چرا ھم رای میدھی و ھم فحش میدھی؟ گفت: رای میدھم تا بتوانم علت بدبختی ھایم را به گردن کسی بیندازم و بجای خودم به او فحش بدھم. از محمد رضا پھلوی پرسیدم : چه شد که سرنگون شدی؟ گفت : از بس بالا را نگریستم جلوی پاھایم را ندیدم و افتادم. از آقای راکفلر پرسیدم: ثروت چیست؟ گفت: چیزی است که به واسطه آن می توانی ھمه را عاشق خود سازی. از کمونیستی پرسیدم: تو که حیات پس از مرگ را دروغ می دانی پس چرا خودت را به کشتن میدھی؟ گفت: درست به ھمین دلیل که گفتی. از سیاستمدار بازنشسته ای پرسیدم: سیاست چیست ؟ گفت : بدی ای که آنرا لباس خوبی می پوشانند. از ژنرالی پرسیدم : چرا شرورترین آدمھا را استخدام می کنید؟ گفت: زیرا فقط اشرارند که حریف شر می شوند. از آقای بن لادن پرسیدم: تو که شریک بوش بودی پس حالا چرا با او می جنگی ؟ گفت: اینھم بخشی از شراکت ماست. از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد پنجم ص 67

برچسب: نویسنده: زهرا باقری تاريخ: دوشنبه 2 اسفند 1395 ساعت: 16:13

مرضی بنام حکومت زده گی پس از غرب زده گی و فن زده گی و مصرف زده گی مرض حکومت زده گی روی نموده و کل بشریت را بخود مبتلا کرده و بزرگترین مفرّ دین و عقل و وجدان و مسئولیت و اختیار است و لذا از ھمه زده گیھای سابق مھلکتر است .بدین معنا که ھر مشکل و عجز و بدبختی و تباھی به گردن حکومتھا می افتد و فرد از ھر مسئولیتی در قبال سرنوشت خود مبرا می شود . پس این یک مرض بغایت شیطانی است . این مرض از جمله محصولات پدیده ای بنام دموکراسی می باشد . دموکراسی بعنوان یکی از بزرگترین دروغھای مدرن که ریشه در یونان باستان دارد (مثل ھمه امراض دیگر) براستی بایستی مادر ھمه دروغھای مدرن محسوب شود و لذا منشأ ھمه مفاسد چرا که دروغ ام الفساد است و دموکراسی را بایستی ام الکذب کبیر تمدن جدید دانست. بمیزانی که مردمان باور می کنند که براستی سرنوشت خود را بواسطه انتخابات دموکراتیک بدست حکومتھا سپرده اند لذا تمام بدبختی خود را به گردن حکومتھا می اندازند و نه به گردن انتخاب خود . زیرا این انتخابات بقدری مقدس جلوه داده می شود که در درستی آن کمترین تردیدی روا نیست لذا حکومتھا بعنوان خدایان سرنوشت بشری محسوب می شوند. امروزه ا

برچسب: نویسنده: زهرا باقری تاريخ: دوشنبه 2 اسفند 1395 ساعت: 16:13

صفحه بندی